تبليغاتX
diary

diary

سلام

امروز مجبور شدم برای خرید مانتو ی مدرسه  دوباره سری به مدرسه بزنم تا مثل پارسال مانتو ها تموم نشه و من الاف بشم . مانتو رو خریدم همون مانتوی پارسالی هست . (( فقط یکم فکر نکردن که برای روحیه بهتر یکم لااقل رنگ مانتو رو عوض کنن بهشونم میگی لااقل رنگشو عوض کنید میگن شاید بعضی ها پولشو  نداشته باشن که بخرن و باید مانتو پارسالشونو بپوشن . یکی نیست بگه اگه واقعا مهمه واستون  از این رقم های نجومی که هر ماه ازمون میگیرید کم کنید آخه کسی که میاد فلان قدر پول میده بیاد این مدرسه بعد ۱۳ تومن نداره یک مانتو مدرسه بخره !!!! همین مدرسه ها خودشون عامل اصلی دروغگویی هستن و غیر مستقیم یاد میدن به همه ))

متاسفانه دوباره مدرسه داره باز میشه و باز ما باید به جهنمی به اسم مدرسه خوشامدگویی بگیم . البته بگیم زندان بهتره !!! واقعا شبیه زندانه !!! هر روز قبل ساعت ۷:۱۰ دقیقه باید مدرسه باشی در غیر این صورت ۱ نمره از انظباطت کم میشه .  یک درختم گذاشتن اون وسط . با یک حیاط . ۱۰ دقیقه زنگ تفریح . بعد دوباره یک معلم میاد  هی مختو می خوره (( توی کل زندگیم همیشه خودم درسامو خوندم هیچ وقت از حر فای معلم های مدرسه هیچی نفهمیدم ))

وقتی هم تعطیل میشی و داری میری خونه دخترایی رو میبینی که دم باجه تلفن برای زنگ زدن به دوست پسراشون صف کشیدن !!! ولی تو میری خونه کیفت رو برمیداری و میری کلاس زبان . وقتی از کلاس زبان میای و رسیدی دم در همسایتونو می بینی که همسن تو هست و کلی تیپ زده داره میره پارک پیش دوست پسرش !!! بعد که میرسی خونه میری سراغ درسات که کلی درس ریخته رو سرت و تا آخر شب باید بخونی و بنویسی . بعد دیگه ساعت رو نگاه می کنی میبینی ۱ هست و می خوابی و بعد دوباره ساعت ۶:۲۰ دقیقه باید بیدار شی که بری مدرسه . و دوباره همون اتفاقات واسه تو می افته و  همون اتفاقات واسه اطرافیات . آخرشم سال تحصیلی رو با هم می گذرونیم فقط با یک تفاوت تو همش زحمت کشیدی و معدلت میشه ۱۹ و خورده ای و اونام میشن ۱۶ و خورده ای

اما

چه فرقی می کنه وقتی پایین کارنامه ی هر دوتون مینویسن قبولی خرداد بعد هم که دوباره سال جدید شروع میشه و همه یادشون میره تو معدلت چی بود و معدل اونا چی بود .

وقتی کمی فکر میکنی به کلمه ی عدالت هم در مدرسه پی میبری و مدرسه غیر مستقیم معنی این کلمه رو بهت یاداوری می کنه !!! 

پس

 تا حالا مدرسه معنی دو چیز مهم رو بهمون یاد داد : عدالت و صداقت

وقتی هم میری مدرسه همین بچه هان که مدرسه رو به سلطنت خودشون گرفتن . حتی یادمه اردوی سال قبل معلم دینی برگشت به این گروه گفت که بیاید با ماشین من بریم !!!

و بازم ما ارزش ها رو فهمیدیم و برای لحظه ای فکر می کنیم که اگه الان به اون شماره ها زنگ زده بودیم و به قولی دوست پسر داشتیم و یکی میشدیم مثل اونا شاید ارزشمون بالاتر بود .

اما

آخرش کی میبره ؟!؟!

معلوم اونا !!!

ما کل وقتمونو سر درس می ذاریم و آخرشم همشون یادمون میره !!!!!

اما واسه اونا حداقلش این بود که خودشونو اسیر قوانین نکردن !!! و واقعا استفاده کردن از زندگی !!!

اما من چی ؟؟؟

یک آدم که کل زندگیش داره وقف درس میشه و آخرشم هیچی نمیشه

کنکورم که به سلامتی دارن بر میدارن پس اصلا لازم نیست که گروه درس نخونا ناراحت باشن چون زرتی با رشوه می تونن برن . به نظرم کنکور رو بر نمی داشتن بهتر بود . لااقل امیدمون به اون بود که می تونیم از شر اینا راحت بشیم . تا با چابلوسی پیش معلم ها  و همین طور دوست پسراشون نرن تو اعصاب من .

چون یک روز نیست نیان از دوست پسراشون حرف نزنن.  

متاسفانه وقتی مدرسه هستم اینقدر میگن که واقعا از اینکه با هیچ پسری دوست نمیشم احساس پوچی می کنم

اما وقتی مدرسه تموم میشه و اونا رو نمی بینم احساس خوبی دارم و از کارم راضیم .

این یک دونه از چیزایی بود که منو از مدرسه متنفر کرد .

پی نوشت :

دیروز به دلیل اینکه انضباط رو کم شدم و جای تعجب داشت رفتم موارد انضباطی رو ببینم که واسه چی این شد  اینم مواردی که به خاطرش متهم به گرفتن این نمره شدم :

۱) وقتی اومدی تو دفترم دستات تو جیبت بود و این یعنی بی احترامی . ۵/۰

۲) کلاس فوتبال میری این قرتی بازی ها چیه ؟ ۱ نمره

۳) اون روز با یکی از بچه ها کل کل کردی (( جاسوس های لعنتی  سریع رفتن گذاشتن کف دست ناظم بدون اینکه فکر کنن واقعا دلیلش چی بود )) ۱ نمره

۴) اون روز سر صف در تاریخ ۶/۱۲/۸۵ سر صف داشتی حرف می زدی . ۵/۰

۵) در تاریخ ۲/۲/۸۶ توی راهرو داشتی قدم می زدی و مقنعه ات سرت نبود . (( بدون اینکه فکر کنه شاید یک اتفاق بود ))  ۲۵/۰

۶) وسط امتحانات خرداد هوس نا خن دیدن کرد . و ۲۵/۰ کم شد .

۷) یک روز معلم نداشتیم منم سیب یکی از بچه ها گرفتم تو کلاس فوتبال بازی کردیم اینقدر حال داد  و کلی کلاسو ریختیم به هم ولی بعدش معلم اومد و چون بچه درس خونم چیزی نگفت  اما بعدش جاسوس های لعنتی کار خودشونو کردن و زنگ تفریح رفتیم دفتر  مگه چیکار کرده بودم ؟؟؟؟ ۱ نمره !!!

۸) زنگ تفریح خواستیم جنب و جوشی کنیم بعد اومدیم یکم گرگم به هوا بازی کنیم بعد ناظممون گفت این کارا چیه از سننتون خجالت بکشید زد تو ذوقمون  ۵/۰

و.......

بیخیال

می دونم امسالم انضباطمون کمتر نشه بیشتر نمیشه

اما بیخیال .... امیدوارم نمره هامون اینجور نباشه 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 20:28  توسط ...  |